تبليغاتX
خدمات تخصصي ويلن در شيراز


خدمات تخصصي ويلن در شيراز

ویژگی های احساسی گامها



کریستین فردریش دانیل شوبارت ادیب و شاعر آلمانی است که به دلیل علاقه زیاد و همکاری با موسیقیدانان به دانش موسیقی زیادی دست پیدا نمود. او مدتها مسئولیت مدیریت و کارگردانی موسیقی تاترهای نمایشی در آلمان را بر عهده داشت و تالیفات زیادی در زمینه ارتباط میان موسیقی و ادبیات دارد. مواردی که در زیر مطرح می شود بر داشت های شوبارت در رابطه با ویژگیهای احساسی گام های مختلف موسیقی است که دانستن آنها در برداشت شما از موسیقی و یا به هنگام آهنگسازی، بطور قطع می تواند مفید واقع شود.


C Major : خلوص کامل، پاکی، سادگی، بی ریایی و صداقتی کودکانه.

C Minor : اظهار عشق و سوگواری در عشقی ناکام. اشتیاق، افسردگی و حسرتی عاشقانه، این گام از روحی آسیب دیده حکایت می کند.

Db Major : آمیزه ای از حزن، شعف و خلسه. خنده نیست، لبخند است؛ عزاداری نیست، تظاهر به گریه است. به طور کلی بیانگر کاراکتر و احساسی نامتعارف و غریب است.

C# Minor : فریاد و زاری حاکی از ندامت، گفتگویی خودمانی با پروردگار، طلب دوستی و کمک در زندگی؛ افسوس خوردن از دوستی و و عشقی ناامید کننده.

D Major : گام فتح و پیروزی، تسبیح پروردگار، رجز خوانی، شادی پس از موفقیت. در سمفونی های مجلسی، موسیقی نظامی یا مارش، سرودهای مختص مناسبت ها و تعطیلات مورد استفاده قرار می گیرد، در حقیقت این گام نوعی نغمه سرایی شادمانه است.

D Minor : افسردگی زنانه، جسارتی آمیخته با شوخ طبعی کودکانه.

Eb Major : گام عشق و ایثار، گفتگویی صمیمانه با پروردگار.

D# Minor : احساس تشویش و اضطراب از عمیق ترین اندوه های روح، ناامیدی کودکانه، افسردگی شدید در تاریک ترین شرایط روح. هر گونه ترس و تردید از لرزش های قلبی از درون

D# Minor مخوف تراوش می کند. چه بسا اگر ارواح قادر به سخن گفتن بودند، کلماتشان می توانست کاملا به این گام نزدیک باشد!

E Major : هلهله و فریاد شادی، شور و شعف ناشی از خنده اما نه به طور کامل؛ این گام از لذت و سرخوشی حکایت می کند.

E minor : بی ریایی، معصومیت زنانه در اظهار عشق، زاری به دور از شکوه و شکایت، افسوس همراه با اشک؛ این گام از امید صد در صد، خلوص و شادی مطلق در گام C Major سخن می گوید
. F
Major :ادب، خوش رویی و آرامش
.
F Minor : افسردگی عمیق، سوگواری در مراسم ترحیم، عذاداری، شکوه و شکایت از بدبختی و اندوه از دست دادن
.
F# Major : فتح در پی پشت سرگذاشتن مشکلات، احساس راحتی و فراغت از غلبه بر موانع؛ انعکاس روحی خشمناک و درگیرهایی که نهایتا به پیروزی ختم می شوند در این گام نهفته است
.
F# Minor : گام تیره و تاریک، درست مانند سگی که جامه ای را می درد، با احساسات در کشمکش است. کلام این گام خشم و نارضایتی است.

G Major : روستایی و بدوی، بزمی، قناعت و رضایت در احساسات، قدردانی محبت آمیز از دوستی صادق و عشق وفادار؛ در یک جمله: هر گونه احساس آرام و صلح آمیز قلبی توسط این گام بیان می گردد
.
G Minor : ناخشنودی، اضطراب، تند خویی و نگرانی در مورد ناموفق ماندن برنامه های آینده؛ در یک کلمه : خشم و تنفر
.
Ab Major : دفن کردن، مرگ، تعفن، پوسیدگی، داوری و ابدیت در این گام نهفته است.

Ab Minor : گله کردن، فشار تا مرحله خفقان؛ تاسف و زاری، منازعه شدید، در یک جمله؛ رنگ این گام هر آنچه را که با مشکلات در کشمکش است، در بر می گیرد
. A Major : این گام اظهار عشق معصوم، رضایت از روابط احساسی؛ امید به دیدار مجدد معشوق در حین جدایی؛ طراوت جوانی و توکل به پروردگار است
.
A minor : زهد و تقوای زنانه، لطافت طبع.

Bb Major : عشق شادمان، باطنی شفاف، در آروزی دنیایی بهتر به سر بردن.

Bb minor : آفرینشی ظریف که به صورت تیره و تار جلوه گر می شود، دنیا را به تمسخر گرفتن؛ ناخشنودی از خود و بقیه؛ نوعی تمهیدات خودکشی از این گام به گوش می رسد.

B Major : رنگارنگ، اظهار احساسات شدید و وحشیانه، متشکل از رنگهای پر تشعشع. عصبانیت ، خشم، دیوانگی، حسادت، درنده خویی، ناامیدی و کلیه احساساتی که بر قلب سنگینی می کند در این محدوده قرار دارد.

B Minor : گام صبر، به آرامی در انتظار تقدیر و سرنوشت به سر بردن، تسلیم قضا و قدر الهی شدن




برچسب‌ها: گام های موسیقی, ویژگی های احساسی گامها
نویسنده: علي ابراهيمي ׀ تاریخ: چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

کنترپوان



کنترپوان (counterpoint) در موسیقی عبارت است از ارتباط بین دو یا چند نت موسیقی که در ریتم و کشش زمانی کاملا مستقل بوده ولی در هارمونی به یکدیگر وابستگی دارند.

استفاده از کنترپوان در اروپا دردوره رنسانس به شدت رایج شد اما با این وجود طی سالهای 1600 تا 1900 که از آن به عنوان "common practice period" یاد می شود، بعنوان پایه و اساس موسیقی دوره باروک برجسته و نمایان شد. ریشه لغوی کنترپوان لاتین بوده و به معنای "نت در مقابل نت" مشتق شده است.
اصول کلی
در طول دوره های مختلف همواره ساخت موسیقی تابع قوانین خاصی بوده که در برخی موارد مطلق و غیر قابل تغییر ظاهر شده اند. اگر فرض کنیم موسیقی امروزی بر پایه آکورد - یعنی چند نت که به طور همزمان با یکدیگر به صدا در آیند - استوار باشد، مطالعه تاریخ به ما نشان می دهد که در دوران باروک کنترپوان عنصر اصلی تشکیل دهنده محتوا و تفکر موسیقی بوده است و خصوصیت مهم دیگری چون هارمونی در مرحله بعد قرار داشته است.
در حقیقت تمرکز اصلی کنترپوان بیشتر بر روی فعل و انفعالات ملودیک - بصورت افقی - است تا تاثیرات هارمونیک - بصورت عمودی - که در اثر توالی نتهای موسیقی تولید می شود. جان ران (John Rahn) استاد موسیقی دانشگاه واشنگتن در این باره می گوید :
"نوشتن یک آهنگ زیبا کار بسیار دشواری است و سخت تر از آن نوشتن چندین آهنگ زیبای مجزاست که از اجرای همزمان آنها با یکدیگر یک آهنگ چند صدایی (polyphonic) زیباتر به گوش برسد. ترکیب بندی داخلی هر آوا باید به طور کاملا مستقل در ساختار چندصدایی مربوطه به کار رفته باشد و در عین حال ترکیب بندی تک تک آواها را نیز تقویت نماید. چنین روشی اگر با جزئیات کامل به انجام برسد همان کنترپوان است. "
در تفکیک هارمونی و کنترپوان اجباری وجود ندارد، چرا که همان طور که می دانید نوشتن چند خط که بتوانند هم زمان اجرا شوند (به عبارتی خوش صدا باشند) و هارمونی خاصی را تداعی نکنند عملا غیر ممکن است. در عین حال تنظیم یک هارمونی بدون در نظر گرفتن چنین خطوطی نیز میسر نیست. هرچند این خود آهنگساز است که تصمیم می گیرد از یکی از دو مورد مذکور به نفع دیگری چشم پوشی کند، اما به هر حال باید این واقعیت را در نظر داشت که نمی توان هارمونی را به آسانی حذف کرد و چنانچه چنین اتفاقی رخ دهد معمولا آهنگساز ناخواسته دست به خلق آثاری بدون هدف خواهد زد.
کنترپوان های باخ که به عنوان بهترین و موفق ترین نمونه های ترکیب هر دو بعد فوق است، از لحاظ هارمونی بسیار قوی هستند و از لحاظ تونالیته نیز کاملا مشخص و جهت دار پیش رفته اند. این امر نشان دهنده اهمیت خطوط مختلف موسیقی است که کماکان به قوت خود باقی مانده است.
پیشرفت و توسعه
کنترپوان با جزئیات کامل در دوران رنسانس توسط موسیقیدانان شرح داده شده، اما آهنگسازان دوره باروک کنترپوان را نوعی نقطه اوج تلقی کرده، در نتیجه هارمونی برای آنها تنها به عنوان عامل مهم تشکیل دهنده ساختار قطعات موسیقی به شمار رفت. یوهان سباستین باخ به عنوان آهنگساز اواخر دوره باروک در بیشتر آثارش از کنترپوان استفاده کرده است. این قضیه در کار ناتمامی چون The Art of Fugue از باخ به وضوح قابل مشاهده است.
واژگان و اصطلاحات فنی موسیقی در طول تاریخ دستخوش تغییر و دگرگونی زیادی شده است بر همین اساس اطلاعات بدست آمده نشان می دهد که در زمان باروک به این نوع موسیقی contrapuntal (چند صدایی - مستقل ) اطلاق می شده در حالیکه قبل از باروک به آن polyphonic (مجموعه ای از چند صدای هماهنگ) می گفتند، به همین دلیل است که آثار جوزف ون د ولد (Joseph Van De Velde)، آهنگسازی که قبل از دوره باروک می زیسته را در زمره آثار polyphonic بر می شمرند.
واژه homophony در مقابل polyphony عبارت است از موسیقی که در آن آکوردها یا فاصله های عمود تنها با یک ملودی واحد سر و کار دارند، بدون در نظر گرفتن ویژگی های ملودیک عناصر کمکی موجود و یا فعل و انفعالات متقابلی که در ملودی اصلی وجود دارد. همانطور که در بالا اشاره شد، اکثر موسیقی های امروزی homophonic هستند و ساخت آنها با تکیه بر آکورد و هارمونی صورت گرفته است.
شاید بتوان گفت فرم یا ژانری از آهنگسازی که به عنوان فوگ از آن یاد می شود، پیچیده ترین مدل موسیقی contrapuntal است، از نمونه های دیگر در این رابطه می توان به فرم کنون (canon) اشاره نمود.
در نوشتن یک قطعه، تکنیک های contrapuntal آهنگسازان را به تولید موسیقی ای هدایت می کند که ظاهر آن با حقیقت آن متفاوت است (Iorny). چرا که شنونده در اغلب اوقات با یکبار شنیدن نمی تواند تمام خطوط ملودی را دنبال کند و از آنها لذت ببرد. شنونده باید با دقت بیشتری به پیچیدگی های نهفته در شالوده polyphonic این اثر توجه کنند به همین علت عموماً مجبور است توجه خود را به روی یکی از خطوط ملودی متمرکز نماید.
یک قطعه ملودیک زمانی که به تنهایی گوش داده شود، تاثیر ویژه ای در ذهن انسان بر جای می گذارد. اما همین قطعه اگر همزمان با قطعات ملودیک دیگر به گوش برسد و یا حتی با خودش ترکیب شود (مانند آنچه در کنون رخ می دهد)، عمق تاثیر گذاری اش افزایش خواهد یافت. به طور کلی توسعه یک ایده در موسیقی و قطعاتی که از ترکیب و گردآوری آنها ساخته می شود، در بسیاری از موارد از یک ملودی تنها تاثیر گذارتر و عمیق تر خواهد بود.
انواع کنترپوان - تکنیکها
انواع کنترپوان - به بیانی تکنیکهای تهیه آن - تعریفی از کنترپوان مطلق است که به عنوان یک ابزار آموزشی توسعه یافته مطرح می شود و در آن به کار گیری کنترپوان های متفاوت سبب یادگیری ساده تر و پیشرفت هنرجویان می شود.
این پیشرفت می تواند نوعی پیچیدگی فنی در موسیقی آنان ایجاد کرده و همواره نقش مهمی را در توسعه کنتوس فیرموس (cantus firmus در زبان لاتین به معنای "ملودی ثابت") ایفا می کند.
هنرجویان به تدریج توانایی نوشتن کنترپوان آزاد (کنترپوانی که شدت پیچیدگی آن کمتر است و فاقد ملودی ثابت است) را با استفاده از تکنیکها و رعایت قوانین مربوطه در هر برهه زمانی دارا خواهند شد.
قدمت این طرز تفکر به سال 1532 بر می گردد، زمانی که جیووانی ماریا لانفرانکو (Giovanni Maria Lanfraco) مفهوم مشابهی را در یکی از کتابهای خود (Scintille di musica) مطرح نموده و شرح داد.
در اواخر قرن شانزدهم یک تئوریسین موسیقی اهل ونیز به نام زارلینو (Zarlino) در یکی از کارهای بزرگ و توانای خود با عنوان "اصول هماهنگی" (Le institutioni harmoniche) به شرح کامل این ایده پرداخت. این طرح برای اولین بار در سال 1619 توسط لودویکو زاکنی (Lodovico Zacconi) در یکی از کارهای خود (Prattica di musica) مورد استفاده قرار گرفت.
Zacconi برخلاف تئوریستین هایی که پس از او پا به عرصه گذاشتند از چند تکنیک جانبی contrapuntal نیز استفاده کرد که کنترپوان معکوس مثالی از این موارد است.
به هر حال معروفترین استاد موسیقی که این واژه - کنترپوان - را به کار برده و آن را رواج داده است، یوهان فوکس (Johann Fux موسیقیدان اطریشی) نام دارد که در سال 1725 با انتشار کتابی (Gradus ad Parnassum) به منظور کمک به هنرجویان در استفاده از کنترپوان به تشریح قوانین آن پرداخته است.
یوهان فوکس در این کتاب علی الخصوص به سبکی از کنترپوان که در آثار پالستریانا (Palestrina آهنگساز ایتالیایی دوران رنسانس) در اواخر قرن شانزدهم به عنوان یک تکنیک برجسته مورد استفاده قرار می گرفت، پرداخت.
پنج نوع کنترپوان
یوهان فوکس در کتاب خود به پنج نوع کنترپوان اشاره می کند که عبارتند از:
1- نت در مقابل نت
2- دو نت در مقابل یک نت
3- چهار نت (می تواند سه یا شش نت هم باشد) در مقابل یک نت
4- جابجایی نت ها با یکدیگر (نوعی تعلیق)

5- ترکیبی از چهار مدل فوق که کنترپوان فلورید (florid) نامیده می شود.




برچسب‌ها: کنترپوان
نویسنده: علي ابراهيمي ׀ تاریخ: سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

سونات چیست؟



یک تعریف ساده برای سونات می تواند به اینصورت باشد : "قطعه موسیقی که معمولآ برای یک یا دو ساز نوشته شده و در بیش از یک موومان اجرا می شود". اما فرم و نحوه تنظیم سونات از قرن هفدهم تا کنون در مقاطع مختلف زمانی دستخوش تغییرات بسیاری شده است که سعی می کنیم در این نوشته به توضیح آن بپردازیم.

ریشه و مبدا پیدایش
سونات یا در واقع همان سوناتا (Sonata) از ریشه لاتین - ایتالیایی به معنی صدا دادن و نواختن (to sound , to play) است که در موسیقی برای قطعه ای بکار برده می شود که شما در آن تضاد را می توانید احساس کنید.

این اصطلاح موسیقی در قرن هفدهم هنگامی که بتدریج موسیقی آوازی (Vocal) از موسیقی سازی (Instrumental) جدا شد، مورد استفاده قرار گرفت. پیش از دوران کلاسیک از این اصطلاح برای بسیاری از فرم های موسیقی بدون کلام استفاده می شد، به همین دلیل نوعی ابهام در درک از معنی و مفهوم سونات در این دوره ها مشاهده می شود که به تدریج با پیداش و گذر دورهای مختلف موسیقی، سونات شخصیت خاص خود را پیدا کرد و به آنچه ما امروز می شناسیم تبدیل شد.

پایه گذاری فرم سونات در دوران کلاسیک آنقدر محکم و دقیق انجام گرفت که بتدریج در دوران رمانتیک این فرم توانست مبدا پیدایش انواع فرمهای موسیقی ارکسترال و کنسرتی - مانند سمفونی - شود. از جمله اولین آهنگسازان بزرگی که بنای سونات به معانی امروزی را پایه ریزی کردند می توان به هایدن، موتزارت و بتهوون اشاره کرد.

فرم های دوتایی و سه تایی
برخی از سونات ها دارای بخشهای دو قسمتی هستند (دقت کنید نه به معنای دو موومان) ، به اینصورت که در قسمت اول موسیقی، آهنگساز پس از جا انداختن یک گام مشخص به سمت گام جدیدی مدولاسیون می کند و در قسمت دوم از گام جدید به گام اولیه باز می گردد و آن بخش از موسیقی را به پایان می رساند.

به فرم نوعی از موسیقی که این حالت در آن رعایت می شود، فرم دوتایی یا Binary گفته می شود، معمول بر این است که از لحاظ اندازه این دوقسمت با یکدیگر مساوی باشند. دقت کنید که فرم Binary ممکن است در یک یا چند موومان و یا حتی بخشی از یک موومان اجرا شود.

در بسیاری دیگر از موارد نیز آهنگساز ترجیح می دهد تا برای ساخت سونات از ساختارهای سه بخشی استفاد کند که در اینصورت بخش اول را عینآ و یا با تغییر مختصری پس از قسمت دوم می آورد، به این فرم، فرم سه تایی یا Ternary گفته میشود.

مدولاسیون
مدولاسیون برای فرار از یکنواختی و همچنین ایجاد تضاد جزء جدا نشدنی سونات محسوب می شود. در فرم های استاندارد، اگر سونات در یک گام بزرگ شروع شود هنگام مدولاسیون به گامی بزرگ در فاصله پنجم پایه می رود و اگر گام اصلی کوچک باشد به گام بزرگ نسبی مدولاسیون می شود. بنابراین برای مثال اگر قسمت ابتدایی سونات در دو ماژور باشد به سل ماژور مدولاسیون می گردد و اگر در دو مینور باشد به می بمل ماژور.

لزومی ندارد که آهنگساز به یکباره عمل مدولاسیون را انجام دهد و یا اینکه تنها همین دو مدولاسیونی را که از آنها نام بردیم بکار ببرد. ممکن است آهنگساز در میان قسمتها نیز مدولاسیون های کوچک انجام دهد. بعنوان مثال ممکن است از دو ماژور برای مدت کوتاهی به ر بمل ماژور برود، سپس به ر ماژور و پس از آن تازه به گام فاصله پنجم یعنی سل ماژور.

مثال دیگر سونات پاتتیک بتهوون است که در آن آهنگساز قبل از رفتن به می بمل ماژور به دو ماژور می رود و سپس به دو مینور بازگشته به می بمل ماژور می رود.

کنتراست و تضاد
آهنگساز در عین استفاده از غالب های دوتایی و یا سه تایی، باید مد نظر داشته باشد در موسیقی او یک بخش شرح اولیه (exposition)، یک قسمت بسط و توسعه که در تضاد با قسمت اول است (development) و در نهایت یک قسمت تکرار و یادآوری اولیه (recapitulation) گنجانده شده باشد.

در قسمت توسعه (development) معمولآ ایده های موسیقی اصلی با حالتی متضاد از لحاظ ریتم، ملودی و ... اولیه نوشته می شود. در این قسمت آهنگساز می تواند برخلاف اکسپوزیشن با تنالیته بازی کند، چرا که نیازی به تلقین آن به شنونده را ندارد.

از نکات بارزی که در development باید رخ دهد آن است که موسیقی باید به نقطه اوج خود یا همان Climax برسد. آهنگساز می تواند در development نیز از تکرار استفاده کند و سپس در قسمت recapitulation به یادآوری تم اولیه سونات بپردازد.

قسمت های دیگر
سلیقه یک آهنگساز ممکن است باعث شود تا به یک سونات قسمتهایی مانند مقدمه و یا برگشت های بزرگی از نوع کدا (Coda) هم اضافه شود. وظیفه مقدمه آشنا سازی شنونده با تنالیته بدور از تمپوی قسمت اکسپوزیشن و یا تم اصلی قطعه است.

نکته ای که در انتها باید به آن اشاره شود آن است که مواردی که در بالا به آنها اشاره شد اصول و قالب اولیه تهیه یک سونات هستند و آهنگساز ممکن است با توجه به سلیقه خود هر مقدار که بخواهد از چهارچوب اولیه خارج شود.

سونات آلگرو
بسیاری از سوناتهای زیبای موتزارت و بتهوون که ما می شناسیم (همچنین بسیاری از سمفونی ها) حالت سونات آلگرو دارند. پایه گذار اصلی این فرم موسیقی هایدن است و بصورت کلی به چهار بخش اصلی تقسیم می شود.

1- مقدمه : معمولآ تمپوی آرام دارد و ممکن است از تعداد کمی میزان (حتی صفر به معنی نداشتن مقدمه) تا بخش قابل توجهی از موسیقی را بخود اختصاص دهد. مقدمه معمولآ برای آشنایی گوش شنونده با کلید اصلی است اما این امکان هم وجود دارد که آهنگساز برای اتصال آن به کلید اصلی، توجه بیشتری به گامی که در فاصله پنجم کلید اصلی دارد را داشته باشد.

هیچ دلیلی وجود ندارد که آهنگساز تم هایی را که در مقدمه استفاده می کند در قسمت های بعدی دوباره مورد استفاده قرار دهد، در واقع انجام این کار بندرت توسط آهنگسازان مشاهده شده است.

استفاده از مقدمه برای یک سونات وزن موومان را بالا میبرد، مقدمه یک سونات در تکرارهای داخلی آورده نمی شود و تنها ممکن است آهنگساز آنرا در کدا (Coda) دوباره تکرار کند.

2- Exposition : همانطور که قبلآ هم اشاره کردیم تم اصلی و مواد اولیه برای موسیقی در این قسمت آورد می شود. در سوناتها آلگرو این قسمت باتموپوی آلگرو - یا نزدیک به آن - اجرا می شود و معمولآ از سه قسمت کوچکتر تشکیل شده است که می توانند تکرار هم داشته باشد.

اول از همه قسمتی است که در آن موضوعی مطرح می شود. این موضوع در کلید اصلی موسیقی قرار دارد و شامل یک یا بیشتر تم است.

قسمت دوم مسیر گذر به گام جدید است. این قسمت ممکن است شامل یک پاساژ برای رسیدن به پل (Bridge) باشد که در آن مدولاسیون انجام می شود.

و بالآخره قسمت سوم که بخش پایانی نام دارد و هدف آن تاکید بر روی گام جدید است، آهنگساز آزاد است که از مواد ملودیک قبلی استفاده کند و یا تم های جدیدی را معرفی نماید.

3- Development : این قسمت معمولآ با همان گامی که اکسپوزیشن در آن تمام شده است شروع می شود و آزاد ترین قسمت سونات محسوب می شود. آهنگساز می تواند به هر مقدار که بخواهد مدولاسیون انجام دهد و از هر تعداد تمی که بخواهد در آن استفاده کند. محدودیتی در تعداد میزانها ندارد و تمپوی آن معمولآ نزدیک به آندانته (Andante) انتخاب می شود.

قسمت بسط و توسعه می تواند فراز و نشیب های زیاد در ریتم، ملودی و دیگر المانهای موسیقی داشته باشد و همانطور که گفتیم Climax موسیقی در اینجا باید رخ دهد. مجموعه عواملی که بر شمردیم بعلاوه تمپوی پایین تضاد قابل ملاحظه ای را میان این قسمت و دو بخش اطراف خود ایجاد می کند.


4- Recapitulation : در این قسمت آهنگساز به تکرار و یادآوری قسمت Exposition می پردازد. ممکن است تغییراتی هم در آن اعمال کند اما آنقدر نیست که شنونده نتواند متوجه شود که این همان قسمت اول سونات است.

همانطور که اشاره کردیم ممکن است آهنگساز در انتهای Recapitulation از یک برگشت بزرگ به ابتدا استفاده کند و یا نه در صورت نیاز قطعه را به گونه ای به اتمام برساند که برای اتصال به موومان بعدی آماده شود.

از مفیدترین روشها برای شناخت بهتر فرم در موسیقی آن است که پس از آشنایی با چهار چوبهای تئوریک فرم، یکی از قطعات را بعنوان مدل انتخاب کرده بارها گوش کنید و پس از آشنایی با موسیقی، بر روی نت آن اقدام به تحلیل و آنالیز فرم نمایید، برای مثال سعی کنید بر روی سونات پاتتیک همین کار را انجام دهید.




برچسب‌ها: سونات, موسیقی
نویسنده: علي ابراهيمي ׀ تاریخ: سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

دانلود آلبوم بسیار زیبای افق ( استاد پرویز یاحقی )


دانلود آلبوم افق 


حجم فایل 12/5 مگابایت است.فایل بصورت zip شده است. ابتدا آن را از حالت zip خارج کنید ، سپس به نوای دلنشین آن گوش دهید.


امیدوارم خوشتون بیاد... 


شاد باشید...


برچسب‌ها: پرویز یاحقی, آلبوم افق پرویز یاحقی, ویلن, ویلن پرویز یاحقی
نویسنده: علي ابراهيمي ׀ تاریخ: پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

سئوالات متداول درباره ویلن

 

ویولون ساز زهی و آرشه‌ای است. در اواسط قرن 16 با اقتباس از سازهای ربک، لیرا دابراچوا و بخصوص ساز فیدل ساخته شد. این ساز با چهار سیم و دسته ای کوتاه و بدون پرده بندی و وسعت صوتی تقریبا سه اکتاوی، کوچکترین و پرکاربرد ترین عضو خانوادۀ زهی آرشه ای غربی (ویولن، ویولا، ویولن سل، کنترباس) می باشد.

ویولن توسط آرشه ای نواخته میشود که بطور عمده از دو قسمت چوب و موی آرشه تشکیل می شود. موی آرشه از جنس دم اسب یا مواد مصنوعی مشابه است.
کوک سیم های ویلن به این ترتیب است: می - لا - ر- سل

ویلن در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه به ایران آمد و به دلیل شباهت آن با ساز کمانچه، نوازندگانی مانند تقی دانشور، حسین هنگ آفرین، و ابراهیم آژنگ در دارالفنون به فراگیری این ساز مشغول شدند.
از نوازندگان ایرانی ویلن می توان از خاچیک بابایان، ارسلان کامکار، ابراهیم لطفی، نام برد.

 

سوالات :


1- برای آموزش ویلن چه متد هایی وجود دارد؟
 برای ویلن کلاسیک متد Le Violon ، اتودهای ولفارت، کنسرتوهای ساده برای ویلن ، آموزش ویلن سوزوکی است. برای ویلن ایرانی کتاب های هنرستان روح اله خالقی، ردیف های صبا، هجده قطعه برای ویلن (علی تجویدی)، کتاب بی قرار و هوای یار (قطعات محلی ایرانی)
2- آیا نواختن ویلن سخت است؟
هیچ سازی آسان یا سخت نیست و برای نواختن هر کدام بایستی روزانه تمرین کنید. خوب نواختن هر سازی به دو عامل زمان و تمرین نیاز دارد. سازهایی مانند پیانو یا سنتور از آنجا که از قبل کوک شده اند، در ابتدا صدایی بسیار دلنشین تر دارند. اما سازی مانند ویلن که هنرجو خود بایستی صدای مورد نظر را ایجاد کند کمی سخت تر بنظر می رسد.
3- آیا یادگیری این ساز برای من دیر نیست؟
آموختن موسیقی در هیچ سنی دیر نیست. بقول معروف ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است!
4- از چه موقع بایستی ساز را تهیه کنم؟
قبل از تهیه ساز حتما با مربی خود مشورت کنید. حدودا از جلسه دوم یا سوم بهتر است که ساز را داشته باشید.
5- در حال حاضر قیمت یک ویلن چقدر است و من به چه نوع سازی نیاز دارم؟
تهیه ساز بسته به بودجه شما دارد. حداقل با 170000 تومان می توانید ویلن بخرید. اگر تازه شروع به آموختن ویلن کرده اید بهتر است سازی در حد متوسط بگیرید. با حدود 250 هزار تومان یک ویلن متوسط خوب می توانید بخرید. برای خرید حتما با مربی خود مشورت کنید و نظر او را جویا شوید. سعی کنید از سازندگان ویلن ساز را تهیه کنید. خرید ساز از سازنده همیشه به صرفه تر و مطمئن تر است.
6- ویژگی های یک ساز خوب چیست؟
صفحه چوب ویلن باید بدون ترک و یا گره چوب باشد. چوب صفحه پشت ویلن رگه های افقی دارد و چوب صفحه رو آوندهای عمودی. هر چه این خطوط فشرده تر و ظریف تر باشند، ساز بهتر است. گریف ساز بایستی حتما از چوب آبنوس باشد.
7- آیا کودکان نیز می توانند به فراگیری این ساز بپردازند؟
بلی از آنجا که ویلن سایز کوچک برای کودکان هم هست از سنین کم هم می توانند به فراگیری ویلن بپرداند. بهترین سن برای شروع نوازندگی از دوران کودکی است. توجه داشته باشید در این سنین اگرچه فراگیری کودکان بسیار بالا است اما بدلیل زود خسته شدن کودکان از کارهایی که نیاز به تمرکز زیادی دارد، بهتر است برای پیشرفت بیشتر، زمان تمرینات آنان را کوتاه تر و به دفعات بیشتر تقسیم کرد.
8- قبل یا همزمان با فراگیری ویلن چه درس های دیگری به من کمک می کند تا نواختن این ساز را بهتر بیاموزم؟
آموختن مبانی موسیقی (تئوری و سلفژ) به یادگیری شما کمک می کند. همینطور گوش دادن به موسیقی کلاسیک و خواندن کتاب های مربوط به موسیقی نیز موثر است.
9- چه مدت زمانی طول می کشد تا من بتوانم این ساز را در حد قابل قبولی بنوازم؟
دوره مقدماتی برای ویلن حدودا یکسال طول می کشد. البته این زمان بسته به زمان تمرین هر هنرجو متفاوت است.
10- شیوه آموزش برای ساز چگونه است؟ آیا در طی دوره آموزشی ناگهان درس ها سخت می شود؟
شیوه آموزشی برای همه سازها به تدریج و از آسان به دشوار می باشد. در صورت تمرین مرتب روزانه و فراگیری کامل درس ها ، درس های جدید بسیار ساده خواهند بود.

نویسنده: علي ابراهيمي ׀ تاریخ: سه شنبه سوم آبان 1390 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

یاشا هایفتز بزرگترین نوازنده تاریخ ویولن

 

 

 

هایفتز از اسطوره های ویولن و کسی که خیلی از موسیقیدانان و منتقدین از او به عنوان بزرگترین نوازنده تاریخ یعنی در رده همپایی با پاگانینی یاد می کنند ...

 

دانلود قطعه زنبور عسل از ریمسكی كروساكف با اجرای هایفتز

 

هایفتز با اجرای کنسرتو ویولن مندلسون در 7 سالگی استعداد و قدرت خود را نشان داد و در آن سن به شهرت زیادی رسید.

او چند سال بعد در کلاس لئوپلد آوئر (Leopold Auer) پذیرفته شد وبه آموختن دوره پیشرفته ویولن نزد وی پرداخت. یاشا هایفتز در سال 1912 موفق به اجرای کنسرتو ویولن چایکفسکی همراه با ارکستر فیلارمونیک برلین شد و شهرتی جهانی کسب کرد.

صدای ساز هایفتز منحصر به فرد و شفاف بود، آرشه کشی و ادیتهای او انقلابی در ویولن ایجاد کرد، که بسیاری از اجراهای قدیمی در کنار آن رنگ باختند. به قول یکی از بزرگان ویولن :

"هایفتز سطح ویرتوزیته (چیره دستی و توانایی فنی بالا در نوازندگی)  را در موسیقی تغییر داد !"

نواخته های هایفتز همگی با بهترین رهبران و نوازندگان و بهترین انتشاراتها RCA ، EMI و NAXOS منتشر شده است.

او نزدیک به 10 سال از آخرین سالهای زندگیش نوازندگی را متوقف کرد و در اوج مهارت و شهرت، با موسیقی حرفه ای خداحافظی کرد. هایفتز بیشتر عمر خود را در آمریکا گذراند و در همانجا نیزبه سال1987 درگذشت. اجراهای بی نظیر او سالهاست معیاری برای محک زدن نوازندگان در سطح جهان است.

 

 

نویسنده: علي ابراهيمي ׀ تاریخ: دوشنبه دوم آبان 1390 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

بهترین سن برای آموزش موسیقی

www.shzviolin.blogfa.com

 

اغلب افراد از موسیقی لذت می برند و آن را شکلی از سرگرمی گذرا می دانند، اما برای افرادی که به طور جدی از دوران کودکی به تعلیم نواختن یک ساز می پردازند، تجربه موسیقی ممکن است چیزی بیشتر از این باشد....

پژوهش های اخیر نشان می دهد که میان آموزش موسیقی در دوران کودکی و تقویت برخی توانایی های ذهنی دیگر ارتباط محکمی وجود دارد.در یکی از این تحقیقات در موسسه موسیقی و ذهن در دانشگاه مک مستر در کانادا، پژوهشگران گروهی از کودکان در سنین پیش از مدرسه را که درس موسیقی می گرفتند با کودکانی که به کلاس موسیقی نمی رفتند، مورد مقایسه قرار دادند.کودکانی که آموزش موسیقی دیده بودند، پاسخ های مغزی قوی تری به شماری از آزمایش های تشخیص صدا نشان دادند.

این پژوهش بیانگر این بود که ظاهرا آموزش موسیقی باعث تغییر بخشی از قشر مغز می شود که مسوول شنوایی در کودکان است، اما آیا ممکن است آموزش موسیقی درکودکی تاثیر گسترده تری بر مغز داشته باشد و نحوه تفکر و شناخت را تغییر دهد؟ بررسی فوق روی کودکان نشان داد حتی یک یا دو سال آموزش موسیقی براساس آزمایش هایی که تکانه های الکتریکی و مغناطیسی در مغز را ثبت می کنند، باعث تقویت حافظه و توجه می شود. بنابراین تصور بر این است که آموزش موسیقی (نه لزوما گوش دادن منفعل به موسیقی) بر توجه و حافظه اثر می گذارد و از طریق همین ساز و کار ممکن است باعث یادگیری بهتر در شماری از حوزه های شناختی شود.

دلیل این تاثیر آموزش موسیقی بر افزایش توانایی مغزی ممکن است این باشد که مهارت های حرکتی وشنوایی مورد نیاز برای نواختن یک ساز در یک ارکستر با دیگر افراد به شدت نیاز به توجه، حافظه و توانایی مهار سایر کنش ها دارد. تنها گوش دادن ساده به موسیقی موتسارت، یا هر موسیقیدان دیگری باعث بهبود توانایی توجه و حافظه نمی شود. در یک بررسی دیگر که در دانشگاه هاروارد انجام شد، رابطه میان آموزش موسیقی در ابتدای کودکی و تقویت مهارت های حرکتی و شنوایی و همچنین بهبود در توانایی گفتاری و استدلال غیرشفاهی مشاهده شد.

دانشمندان همچنین کشف کرده اند که تعلیم سازهای متفاوت باعث تاثیرگذاری بر نواحی متفاوتی از مغز می شود. تغییرات در مغزهای آوازخوانان در محل هایی اندکی متفاوت نسبت به تغییرات مغز نوازنده سازهای زهی یا کی برد رخ می دهد. در یک بررسی دیگر که در دانشگاه اوهایو انجام شد، پژوهشگران نشان دادند که آموزش موسیقی به کودکان باعث می شود که پاسخ دهی شنوایی آنها به حد کودکی ۲ تا ۳ سال بزرگ تر از آنها برسد. هرچند که لزوما ضریب هوشی یا خلاقیت آنها افزایش نمی یابد.

به گفته این پژوهشگران هنگامی که فردی مرتبا به صدایی گوش می دهد، به خصوص صدایی که مانند موسیقی یا گفتار، هارمونیک یا معنادار است، سلول های مغزی مربوط در پاسخ دهی ترجیحی به این صداها در مقایسه با صداهای دیگر تقویت می شوند. بر اساس یافته های این پژوهشگران تغییرات ناشی از گوش دادن مرتب موسیقی با بالارفتن سن افزایش می یابد.

یک بررسی دیگر در دانشگاه تورونتو مستقیما به این موضوع پرداخت که آیا کسب توانایی موسیقیایی می تواند کودک را باهوش تر کند یا نه. انجام چنین ارزیابی های همیشه مشکل است زیرا کنترل میزان تاثیر سایر عوامل موثر بر هوش مانند میزان درآمد یا تحصیلات والدین مشکل است. با این وجود این تحقیق نشان داد صرفا گوش دادن به موسیقی دست کم در کوتاه مدت به توانایی فرد در انجام برخی از آزمون های شناختی کمک می کند. همچنین آموزش واقعی موسیقی در کودکان به موفقیت طولانی مدت تر آنها در انجام این آزمون ها می انجامد.

 موتسارت هم از ۵ سالگی شروع کرد موتسارت موسیقی دان نابغه اتریشی در دوران کودکی استعداد فوق العاده موسیقیایی اش را نشان داد. او از ۵ سالگی ساختن موسیقی را با پیانو و ویولن شروع کرد و در دربارهای اروپایی اجرای موسیقی را ادامه داد. در ۱۷ سالگی موسیقی دان شهیر دربار سالزبورگ شد. او در طول سال های بعدی عمرش که ۳۵ سال بیشتر ادامه نیافت، شمار بسیاری از شاهکارهای موسیقی را آفرید. پدر موتسارت یک معلم حرفه ای موسیقی بود و از همان سنین پایین به آموزش موسیقی کودکان اش می پرداخت.

 هنگامی که خواهر ۷ ساله موتسارت از پدرش درس پیانو می گرفت، موتسارت ۳ ساله مجذوب آن شده بودوبه قول خواهرش، اغلب وقت اش را با کلیدهای کلاویه ور می رفت و وقتی صدای خوبی از آن در می آورد خوشحال می شد.

منبع: LiveSCience
ترجمه : حسین غلامی

 

 

نویسنده: علي ابراهيمي ׀ تاریخ: دوشنبه دوم آبان 1390 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

دانلود آهنگ ویلن

 

 

قطعه ضربی استاد اسدالله ملک

 

نویسنده: علي ابراهيمي ׀ تاریخ: شنبه بیست و سوم مهر 1390 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

داستان زیبا و واقعی ” ویلن نواز “

www.shzviolin.blogfa.com

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه ِ مردی وارد ایستگاه متروی واشنینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد .این مرد در عرض ۴۵ دقیقه ِ شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت …

از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود ِ هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند .

یک دقیقه بعد ویلون زن اولین انعام خود را دریافت کرد . خانمی بی آنکه توقف کند ِ یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد .

چند دقیقه بعد ِ مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود ِ به دیوار پشت سر تکیه داد ِ ولی ناگهان ِ نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد .

کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد . کودک سه ساله ای بود که متدرش او را با عجله و کشان کشان به همراه می برد .این صحنه توسط چندین کودک نیز به همان ترتیب تکرار شد و والدین شان بلا استثناء برای بردن شان به زور متوسل شدند .

در طول مدت ۴۵ دقیقه ای که ویلون زن می نواخت ِ تنها شش نفر اندکی توقف کردند . بیست نفر انعام دادند ِ بی آنکه مکثی کرده باشند و سی و دو دلار عاید ویلون زن شد . وقتی که ویلون زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد ِ نه کسی متوجه شد ِ نه کسی تشویق کرد ونه کسی او را شناخت .

هیچکس نمی دانست که این ویلون زن همان ( جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است و نوازنده یکی از پیچیده ترین قطعات نوشته شده برای ویلون ِ به ارزش سه و نیم میلیون دلار می باشد .

جاشوا بل ِ دو روز قبل از نواختن در سالن مترو ِ در یکی از تئاترهای شهر بوستون ِ برنامه اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش فروش شده بود و قیمت هربلیط یکصد دلار بود .

این یک داستان حقیقی است ِ نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن پست ترتیب داده شده بود و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان سلیقه و اولویت های مردم بود .

 

نتیجه :

آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نامناسب ِ قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم ؟ لحظه ای برای قدردانی از آن توقف می کنیم ؟ آیا نبوغ و شگردها را در یک شرایط غیر منتظره می توانیم شناسایی کنیم ؟

 

 

نویسنده: علي ابراهيمي ׀ تاریخ: شنبه بیست و سوم مهر 1390 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

هفت دستگاه

 

   هفت دستگاه

استاد رديف آوازي و تصنيف و ضرب شناس، «عبدالله دوامي» (1359-1270) در خطاب به مجيد کياني يکي از شاگردانش، مي گويد : قدما هنگام شب ابتدا شور مي نواختند و سپس آواز ها يا دستگاه هاي ديگر را؛ هنگام روز، اول ماهور مي زدند و بعد دستگاه هاي ديگر را.
 
استاد کياني دستگاه ها و آواز ها را از لحاظ روحي و متافيزيکي نيز چنين تعبير مي کند*:

«شور» آغاز شب است و آواز هاي آن ادامه ي راه و اين آغاز هستي و آفرينش است. تلاش است، جستجو است و طلب. 

«سه گاه» سپيده دم است. پايان شب و آغاز روشنايي يا آغاز زندگي انسان، آن هم عشق است. 

«چهار گاه» برآمدن آفتاب، سرآغاز زندگي، تابش نور، ديدن و شناختن و معرفت است.

«ماهور» آغاز روز، آغاز زندگي، شور و جواني، غرور و توانگري، بي نيازي، سلحشوري و استغنا است.

«همايون» ادامه ي روز، تداوم زندگي، اتحاد عشق و عاشق و معشوق، توحيد است.

«راست پنجگاه» پايان روز است، فرو شدن خورشيد و خزان زندگي، سرگشتگي وحيرت است.

«نوا» سرانجام نيايش زندگي و انسان است.سرانجام آهنگ روشنايي و روز که به تاريکي و نيستي مي رسد، فقر و فنا است، نويد شبي تازه را مي دهد که سرانجام تولدي است تازه و آن تکرار مدار که همان ابتداي آن «شور» است.

*برگرفته از بروشور هفت دستگاه موسيقي ايران_رديف ميرزا عبدالله_سنتور مجيد کياني.

نویسنده: علي ابراهيمي ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to shzviolin.Blogfa.com / Theme by:
bahar 20

-----------------------------------------------------